صفحه ی اصلی / پست الکترونیکی / آرشیو / پادکست RSS / پادکست ATOM / ارسال پیام خصوصی

آخرین مطالب : هشتاد و نه / Self-Talking / تاسف / بهترین حدیث اسلام / خوب 2 / حس ششم / SuperHero / مجازات / Damn / Flouxetine / خاله خرسه / ایمان 2 / درباره ی 91 / اگر سیاوش دختر بود / اطمینان / Sleuth / منفی ها و مثبت ها / مادر / نمونه ای از تفکرات بی قید و بند من / بد؟ / رئیس / ایمان / انتشار یا عدم انتشار / Wars / مثبت ها و منفی ها / خارج از موضوع / قفس / وطن / عشق / عیدتون مبارک /

نمایش عنوان همه ی پستها

 
 

درباره ی بلاگ: اسپرسو، دفتر یادداشت من است. دفتر یادداشتی که هیچ گاه نداشتم...
درباره ی من: یک شبهِ نویسنده، با تفکراتی بی قید و بند و قلمی ضعیف...


کوتاه:
بعضا نمیتونم نظرات رو جواب بدم. یعنی چیزی ندارم برا گفتن

 

 99) حس ششم

ما قرار بود توی مدرسه یه عکسی بکشیم؛ هر عکسی می خوایم.
من مردی رو کشیدم. اون مرد از ناحیه گردن توسط مرد دیگه ای با یک پیچ گوشتی مورد حمله قرار گرفته بود.
همه عصبانی شدن. جلسه گذاشتن. مامان گریه کرد...

دیگه از اون جور عکسها نمی کشم؛
الان مردمی رو میکشم که لبخند میزنند، سگهایی که میدوند. و رنگین کمان...
اونها برای عکس رنگین کمان جلسه ای تشکیل نمیدن.

تو پرانتز:
از دیالوگ های فیلم Sixth Sence
دیدن این فیلم رو به همه پیشنهاد می کنم.

 - نویسنده : سیاوش ن. / تاریخ : پنجشنبه 7 آبان 1388 / زمان : 00:18 / + / نظرات ()

 

این هارو می خونم : سامان / اسکات / TheBaldRa / بوسه ی گرگ / سبک مرده / نوشته های زرلو / شکلات / شکلات داغ / سورملینا / سمفونی تلخ باکره گی / Night-Marish / تخته سیاه / اون غریبه تو بودی / سوزان کریمی / آبی های همیشه آبی / Fogue / دستفروش مترو / طرفداران هیلاری داف / نرم افزار های فارسی /

   

Template Designed by : SafhePardazan Design Team :: All Rights Reserved