تبلیغات
تلخ ترین قهوه ی اسپرسو
 
 

صفحه ی اصلی / پست الکترونیکی / آرشیو / پادکست RSS / پادکست ATOM / ارسال پیام خصوصی

آخرین مطالب : بهترین حدیث اسلام / خوب 2 / حس ششم / SuperHero / مجازات / Damn / Flouxetine / خاله خرسه / ایمان 2 / درباره ی 91 / اگر سیاوش دختر بود / اطمینان / Sleuth / منفی ها و مثبت ها / مادر / نمونه ای از تفکرات بی قید و بند من / بد؟ / رئیس / ایمان / انتشار یا عدم انتشار / Wars / مثبت ها و منفی ها / خارج از موضوع / قفس / وطن / عشق / عیدتون مبارک / ساز / افکار / دُم و سگ /

نمایش عنوان همه ی پستها

 
 

درباره ی بلاگ: اسپرسو، دفتر یادداشت من است. دفتر یادداشتی که هیچ گاه نداشتم...
درباره ی من: یک شبهِ نویسنده، با تفکراتی بی قید و بند و قلمی ضعیف...


کوتاه:
بعضا نمیتونم نظرات رو جواب بدم. یعنی چیزی ندارم برا گفتن

 

 101) بهترین حدیث اسلام

امام حسین (ع):
اگر دین ندارید، آزاده باشید.

تو پرانتز:
چیز های بیشتری به ذهنم برای نوشتن میاد. و تنها دلیلی که برای این واقعه دارم،
نخوردن قرص هاست...

 - نویسنده : سیاوش ن. / تاریخ : چهارشنبه 2 دی 1388 / زمان : 18:45 / + / نظرات ()

 100) خوب 2

آدم خوبه، جدایِ داستانی که با اون «از خودش خوب تر» داشت، به مشکل دیگه ای پی برده بود.
مشکلی که هیچ کس (+ خودش) نمیدونست دقیقاً چیه، یا راه حلش چیه.
انگاری یه نکته ی جدیدی رو توی مردم کشف کرده بود که باعث شده بود فکرش مشغول بشه.
و این مشغولیت ذهنی، مانع از انجام دادنِ کارش میشد...
اینجا بود که آدم خوبه فهمید با این دنیا سازگاری نداره،
فهمید یه چیزایی تو این دنیا هستند که با طبیعتِ اون نمیخونن.
آدم خوبه که بعد از اون ماجرا، مدت ها بود نخندیده بود،
فهمیده بود که عمرش هم به این دنیا نیست...

تو پرانتز:
1) ببخشید به خاطر دیر به روز کردن. دلیلش مشغله نیست، ذهن خالیه.
2) لعنت به من با این کوتاه های مزخرفم
3) مطالب شخصی ترِ من در Twitter

 - نویسنده : سیاوش ن. / تاریخ : دوشنبه 23 آذر 1388 / زمان : 21:15 / + / نظرات ()

 - در این حیطه: قبلاً نوشت: خوب /

 99) حس ششم

ما قرار بود توی مدرسه یه عکسی بکشیم؛ هر عکسی می خوایم.
من مردی رو کشیدم. اون مرد از ناحیه گردن توسط مرد دیگه ای با یک پیچ گوشتی مورد حمله قرار گرفته بود.
همه عصبانی شدن. جلسه گذاشتن. مامان گریه کرد...

دیگه از اون جور عکسها نمی کشم؛
الان مردمی رو میکشم که لبخند میزنند، سگهایی که میدوند. و رنگین کمان...
اونها برای عکس رنگین کمان جلسه ای تشکیل نمیدن.

تو پرانتز:
از دیالوگ های فیلم Sixth Sence
دیدن این فیلم رو به همه پیشنهاد می کنم.

 - نویسنده : سیاوش ن. / تاریخ : پنجشنبه 7 آبان 1388 / زمان : 00:18 / + / نظرات ()

 98) SuperHero

 دخترک، همون شب پرواز داشت.
تصمیم گرفتن که هم رو توی یک رستوران ببینن.
بعد مدت کوتاهی، دخترک شروع کرد به درد دل کردن. داستان زندگیش رو تعریف کرد.
SuperHero ی داستان نشست و حرفهاش رو گوش کرد، بعدِ این که حرف های دخترک تموم شد،
لبخند کوتاهی زد، سس ِ تندِش رو برداشت، مقداری از اون رو روی پیتزاش ریخت، پیتزاش رو برش زد،
و مشغول خوردن شد...  

 - نویسنده : سیاوش ن. / تاریخ : یکشنبه 12 مهر 1388 / زمان : 09:49 / + / نظرات ()

 97) مجازات

اگه بخوان به خاطر چیزی منو مجازات کنن،
شک ندارم به خاطر اذیت هایی ـه که به مردم، به خصوص پدر و مادم، کردم.

 - نویسنده : سیاوش ن. / تاریخ : جمعه 27 شهریور 1388 / زمان : 17:04 / + / نظرات ()

 96) Damn

اگه مدتی ننوشتم، چیزی نداشتم که بنویسم.
ولی مطلبی توی یکی از وبلاگ هایی که همیشه میخونمشون خوندم که بدجوری دلم رو سوزوند.
ساقی -صاحب جدید وبلاگ- بعید میبدونم این پست رو بخونه. شایدم بخونه. نمیدونم.
ولی خیلی از مرگ بهار (که حالا دیگه وبلاگشم هک و حذف شده) متاثر شدم. واقعا خیلی ناراحتم کرد.
دوست وبلاگی ای که حتی یکبار هم باهاش نه حرف زده بودم نه چت کرده بودم نه چیزی؛
ولی واقعا قبولش داشتم.
راستشو بخواین من از مرگ خوشم میاد؛ و خوشحالم برای خودِ بهار که فوت کرده.
مرگ یه جور آزادیه...
اما دوستانش، خانواده ـَش... فقط میتونم بهشون تسلیت بگم.
مطمئنم دوست خوبی رو از دست دادین.

تو پرانتز:
دوست دارم وبلاگ، دوباره راه اندازی شه و مطالب ساقی رو بخونم. منو یاد بهار می اندازه.
ساقی جان، اگه با آدرسی جدید، وبلاگی ثبت کردی، خوشحال میشم آدرسش رو داشته باشم. مرسی.

 - نویسنده : سیاوش ن. / تاریخ : دوشنبه 16 شهریور 1388 / زمان : 11:56 / + / نظرات ()

 95) Flouxetine

خوردن فلوکسِتین رو به همه ی «ایرانی» ها پیشنهاد میکنم.
حتی ریلکس ترین ـِشون.
دختر و پسر هم نداره.

 - نویسنده : سیاوش ن. / تاریخ : شنبه 17 مرداد 1388 / زمان : 18:17 / + / نظرات ()

 94) خاله خرسه

میدونی؟ من دوستی با یک خر خاکی رو به خیلی از دوستی های دیگه ترجیح میدم.
به نظر من اگه بخوان دوستی خاله خرسه رو برای رده ی سنی 16 تا 19 سال بنویسن،
باید به جای خاله خرسه، یه دختر دماغ و گونه عمل کرده بذارن.
اینجوری حداقل ماهیت مونث بودن خودشو حفظ کرده؛ به واقعیت هم نزدیک تره.

 - نویسنده : سیاوش ن. / تاریخ : سه شنبه 13 مرداد 1388 / زمان : 23:47 / + / نظرات ()

 93) ایمان 2

نظرم عوض شد.
ایمان یعنی گونه ای اعتقاد، که نیازمند یک معجزه است.
و این معجزه، حتی میتونه یه دونه از همین موقعیت هایی باشه که میگیم حتماً حکمتی توشه.
.
.
.
قیافمون دیدنیه وقتی می فهمیم اون حکمته چی بوده...

تو پرانتز:
چند شب پیش که پست های اسپرسو رو مرور می کردم،
به خیلی از پست ها که رسیدم، همین اتفاق افتاد. دیدم نظرم کاملاً عوض شده.
و تا جایی که یادم میاد، این گونه عقاید رو بهش میگفتم «عقایدِ هولدِن کالفیلد»ی...

 - نویسنده : سیاوش ن. / تاریخ : جمعه 9 مرداد 1388 / زمان : 00:30 / + / نظرات ()

 - در این حیطه: قبلاً نوشت: ایمان /

 92) درباره ی 91

از اونجایی که اعتقاد دارم عقایدم از قید و بند خاصی پیروی نمی کنند،
فکر کردم اگه دختر بودم، حتما یه چنین عقیده ای می داشتم.
این مبنی بر درست بودن این عقیده نیست...

تو پرانتز:
مشکل ِ قالب وبلاگ رو درست کردم. از اونجایی که خیلی به خود وبلاگ نیگاهی نمیندازم و بیشتر تو مدیریتش میچرخم، نمی دونستم قالب مشکل داره.

 - نویسنده : سیاوش ن. / تاریخ : جمعه 2 مرداد 1388 / زمان : 17:41 / + / نظرات ()

 - در این حیطه: اطلاعیه سیاوش در وبسایت های ارتباطی / قبلاً نوشت: اگر سیاوش دختر بود /

 91) اگر سیاوش دختر بود

اگه تو خیابون پسری رو دیدی که به تو نیگا نمی کنه،
فکر نکن از نجابت ـشه.
اون حتماً داره به دختر دیگه ای نیگا میکنه.

 - نویسنده : سیاوش ن. / تاریخ : یکشنبه 28 تیر 1388 / زمان : 12:51 / + / نظرات ()

 - در این حیطه: بعداً نوشت: درباره ی 91 /

 90) اطمینان

تقریباً میشه مطمئن بود که پیشامد های بد، تقصیر خود انسان هستند.
منظورم از پیشامد های بد، اتفاقات بدیه که اگه به گذشته رجوع کنی،
میبینی یک جا یک سوتی ـی دادی که نتیجش شده اون پیشامدِ بد!
و اتفاق بدی نداریم که اگه به گذشته رجوع کنی، سوتی ِ خودت رو پیدا نکنی.
میخوام بگم هر اتفاق بدی میفته، مقصرش خود انسانه. چه مستقیم، چه غیر مستقیم.

راجع به پیشامد های خوب، فعلاً نظر قطعی ـی ندارم...

 - نویسنده : سیاوش ن. / تاریخ : دوشنبه 22 تیر 1388 / زمان : 09:58 / + / نظرات ()

 89) Sleuth

- you khnow what God's trouble is?
- what?
- he has no father. he has no family roots. he's rootless. nowhere to hang his hat, poor bugger.

بخشی از فیلمنامه ی Sleuth نوشته ی Harold Pinter و Anthony Shaffer

 - نویسنده : سیاوش ن. / تاریخ : جمعه 19 تیر 1388 / زمان : 16:03 / + / نظرات ()

 - در این حیطه: دانلود موسیقی تیتراژ پایانی Sleuth - حتماً گوش کنید /

 88) منفی ها و مثبت ها

اگه جلوت یه کارنامه بذارن که معدلش 20 شده حرفی واسه گفتن نمی مونه
ولی اگه بهت بگن فلانی از تو بهتره، چون به خاطر معدل 20 ـِش به خیلی جاها رسیده،
اونوقت دیگه خیلی حرفا واسه گفتن می مونه...

 - نویسنده : سیاوش ن. / تاریخ : سه شنبه 16 تیر 1388 / زمان : 15:51 / + / نظرات ()

 - در این حیطه: قبلاً نوشت: مثبت ها و منفی ها /

 87) مادر

قدیما بیشتر با مادرم بدرفتاری میکردم؛ ولی چندان عذاب وجدانی بابتش نمی گرفتم.

الان کمتر با مادرم بدرفتاری میکنم؛ ولی بابتِ همون چند مورد، خیلی از خودم بدم میاد.

 - نویسنده : سیاوش ن. / تاریخ : سه شنبه 9 تیر 1388 / زمان : 15:35 / + / نظرات ()

صفحات : 1 - 2 - 3 - 4 - 5 - 6 - 7 -
تعداد کل صفحات : 7

 

این هارو می خونم : سامان / اسکات / TheBaldRa / بوسه ی گرگ / سبک مرده / نوشته های زرلو / شکلات / شکلات داغ / سورملینا / سمفونی تلخ باکره گی / Night-Marish / تخته سیاه / اون غریبه تو بودی / سوزان کریمی / آبی های همیشه آبی / Fogue / دستفروش مترو / طرفداران هیلاری داف / نرم افزار های فارسی /

   

Template Designed by : SafhePardazan Design Team :: All Rights Reserved